وبلاگ نویسندگان آزاد داستان کوتاه در ایران

91/04/23
موضوع: جمعه داستان نویسنده: مدیر

داستان کوتاه "آدم کش ها" نوشته‌ی ارنست همینگوی

http://true-story.blogfa.com


http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif نام داستان: "آدم کش ها"
http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif نویسنده: ارنست همینگوی
http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif فرمت: PDF
http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif حجم: 100 کیلوبایت

http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif برای دانلود نسخه pdf داستان روی تصویر زیر کلیک کنید.

http://s2.picofile.com/file/7117131933/download_icon.png
همچنین متن این داستان را می توانید در ادامه مطلب بخوانید.


91/04/22
موضوع: دانلود کتاب نویسنده: مدیر

دانلود کتاب های آلبر کامو

http://true-story.blogfa.com


http://true-story.blogfa.com دانلود کتاب بیگانه با فرمت PDF و حجم 691 KB

http://s2.picofile.com/file/7117131933/download_icon.png

http://true-story.blogfa.com دانلود کتاب سقوط با فرمت PDF و حجم 5,633 KB

http://s2.picofile.com/file/7117131933/download_icon.png


http://true-story.blogfa.com دانلود کتاب آدم اول با فرمت PDF و حجم  116 KB

http://s2.picofile.com/file/7117131933/download_icon.png

http://true-story.blogfa.com دانلود کتاب افسانه ی سیزیف با فرمت PDF و حجم 72 KB

http://s2.picofile.com/file/7117131933/download_icon.png


http://true-story.blogfa.com دانلود کتاب قضیه ی مونز با فرمت PDF و حجم  94 KB

http://s2.picofile.com/file/7117131933/download_icon.png

http://true-story.blogfa.com دانلود کتاب میهمان با فرمت PDF و حجم 121 KB

http://s2.picofile.com/file/7117131933/download_icon.png



91/04/21
موضوع: بیوگرافی نویسندگان نویسنده: مدیر

بیوگرافی آلبر کامو

http://true-story.blogfa.com

آلبر کامو (به فرانسوی: Albert Camus) (زاده ی ۷ نوامبر ۱۹۱۳ - درگذشته ی ۴ ژانویه ۱۹۶۰). نویسنده، فیلسوف و روزنامه‌ نگار الجزایری- فرانسوی ‌تبار بود. او یکی از فلاسفه ی بزرگ قرن بیستم و از جمله نویسندگان مشهور و خالق کتاب بیگانه است.

کامو در سال ۱۹۵۷ به خاطر «آثار مهم ادبی که به روشنی به مشکلات وجدان بشری در عصر حاضر می‌پردازد» برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات شد. آلبر کامو پس از رودیارد کیپلینگ جوان ‌ترین برنده ی جایزه ی نوبل و همچنین نخستین نویسنده ی زاده ی قاره ی آفریقا است که این عنوان را کسب کرده است. همچنین کامو در بین برندگان نوبل ادبیات، کمترین طول عمر را دارد و دو سال پس از بردن جایزه ی نوبل در یک سانحه ی تصادف درگذشت.
با وجود اینکه کامو یکی از متفکران مکتب اگزیستانسیالیسم شناخته می‌ شود او همواره این برچسب خاص را رد می‌کرد. در مصاحبه ‌ای در سال ۱۹۴۵ کامو هرگونه همراهی با مکاتب ایدئولوژیک را تکذیب می‌کند و می‌گوید: «نه، من اگزیستانسیالیست نیستم. من و ژان پل سارتر از اینکه ناممان اینگونه برچسب می‌خورد متعجب می‌شویم.»
او در کتاب یاغی می‌نویسد که تمام عمر خود را صرف مبارزه با فلسفه ی پوچ‌ گرایی کرده ‌است و عمیقا به آزادی‌های فردی اعتقاد دارد.


زندگی شخصی

آلبر کامو در ۷ نوامبر ۱۹۱۳ در دهکده‌ای کوچک در الجزایر به دنیا آمد. پدرش «لوسین کامو» فرانسوی فقیری بود که در الجزیره برزگری می‌ کرد و در آنجا با زن خدمتکاری که اهل اسپانیا بود ازدواج کرد و صاحب دو فرزند به نام‌های لوسین (هم‌ نام پدر) و آلبر شد. لوسین کامو یک سال بعد از به دنیا آمدن آلبر در نبرد مارن در جنگ جهانی اول کشته شد و از آن به بعد آلبر همراه با مادرش به خانه ی مادر مادری‌اش در الجزیره می‌رود. پدر ِ کامو جزو آن دسته از مهاجرانی بود که از فرانسه برای گرفتن زمین و کشاورزی به الجزایر آمده بود.


http://true-story.blogfa.com

تولد و کودکی

کودکی کامو در یک زندگی فقیرانه ی طبقه ی کارگری سپری شد. فقر، احترام به رنج و همدردی با بیچارگان را به او یاد داد. پسند خاطر غریزی کامو قناعت و بی ‌پیرایگی بود. در جزیره ی فقر، خود را در خانه ی خویش احساس می ‌کرد. خود او گفته‌ است که آفتاب الجزیره و فقر محله بلکور چه مفهومی برایش داشت: «فقر مانع این شد که فکر کنم زیر آفتاب و در تاریخ، همه چیز خوب است. آفتاب به من آموخت که تاریخ، همه چیز نیست.» به خاطر فقر خانواده، آلبر مجبور بود پس از پایان دبستان کارگری پیشه کند. اما آموزگارش لویی ژرمن به استعداد وی پی می ‌برد و او را به امتحان کمک هزینه بگیران و ادامه ی تحصیل تشویق می ‌کند. او در این آزمون پذیرفته می‌ شود و به هزینه ی دولت وارد دبیرستان می ‌شود. در آن زمان تحصیلات متوسطه در الجزیره اختصاص به ثروتمندان داشت. به همین جهت، از این پس کامو در دو دنیای جداگانه زندگی می‌کند. روز، در کنار اغنیا وارد دنیای اندیشه می‌ شود و شب، بر عکس، در کنار فقرا در جهانی دشوار گام می ‌زند. خود او بعدها می‌گوید: «آزادی را من در آثار مارکس نیاموختم، بل خود آن را در دل فقر شناختم»

جوانی و خبرنگاری

کامو در تعطیلات تابستانی در برابر دریافت دستمزدی اندک در مغازه‌ها کار می‌ کرد؛ به آموختن انگلیسی پرداخت و با زبان اسپانیایی آشنا شد، ولی نتیجه ی کار مطلوب نبود. در برابر، در فوتبال که در سراسر زندگی به آن علاقه‌ مند بود، به موفقیت‌هایی رسید. در سال ۱۹۲۹ به عنوان دروازه ‌بان، به تیم جوانان دانشگاه ریسینگ الجزیره (RUA) پیوست. در سال ۱۹۳۰ و با دریافت دیپلم، نخستین گام را به سوی ترقی برداشت. سپس در دسامبر همان سال نخستین نشانه‌های ابتلا به بیماری سل در او نمایان شد و به همین خاطر مجبور شد فوتبال را کنار بگذارد، هرچند که تا آخر عمر کوتاهش یک تماشاچی فوتبال باقی ماند. لیسانس فلسفه را در سال ۱۹۳۵ گرفت در ماه مه سال ۱۹۳۶ پایان ‌نامه خود را درباره ی فلوطین ارائه داد. در ۱۹۳۵ در جنبش ضد فاشیستی آمستردام پله ‌یل (که هانری باربوس و رومن رولان بنیاد گذاشته بودند) به مبارزه پرداخت. کامو زیر نفوذ ژان گرونیه، که او را رهبر آینده می‌دید، وارد حزب کمونیست شد و مسئولیت تبلیغ در جامعه ی مسلمان را پذیرفت. سپس در ۱۹۳۶ کامو در نامه‌ای به ژان گرونیه تردید روشنفکرانه ‌اش درباره ی مارکسیسم و بی ‌اعتمادی خود نسبت به مفهوم پیشرفت (پروگره) را بیان داشت و پیوستنش به حزب را احساسی و نوعی تمایل به همبستگی به خودی‌ها تعبیر کرد و سرانجام در ۱۹۳۷ بر اساس نامه‌ ای از بلامیش به فرمی ‌نویل با اتهام کلیشه ‌ای تروتسکیست از حزب کمونیست اخراج شد. واقعیت این بود که کامو به دشمنی علنی حزب کمونیست با جنبش ملی‌ گرای مصالی حاج، ستاره ی شمال آفریقا که تحت پیگرد فرمانداری کل بود، اعتراض کرده بود.
او در سال ۱۹۳۸ در روزنامه ی تازه تأسیس جبهه ی خلق الجزایر، آلژه رپوبلیکن (الجزیره ی جمهوری‌ خواه) که پاسکال پیا آن را اداره می‌کرد، به کار پرداخت. با انتشار تهوع سارتر، کامو در آلژه ریپوبلیکن نقدی بر آن نوشت: «قهرمان آقای سارتر، وقتی به جای آنکه بر عظمت برخی دلایل ناامید بودنش تکیه ورزد به آنچه در انسان نفرت او را بر می‌انگیزاند اصرار می ‌ورزد، شاید به مفهوم واقعی اضطرابش آگاه نیست.»
در ژوئن ۱۹۳۹ مجوعه مقالاتی تحت عنوان فقر در قبایلیه نگاشت که کیفرخواستی علیه استعمارگران بود: «نفرت‌آور است اگر گفته شود قبایلیه ‌ای‌ها با فقر خو گرفته‌ اند. نفرت‌آور است اگر گفته شود این مردم همان نیازهای ما را ندارند [...] در یکی از روزها، صبح زود، در نیزی‌اوزو (شهری در غرب قبایلیه) کودکانی ژنده‌ پوش را دیدم که بر سر تصاحب محتویات یک سطل آشغال با سگ‌ها درگیر شده بودند. یکی از ساکنان محل گفت: صبح‌ها همیشه همین‌ طور است.» تعداد بسیاری از این مقاله‌ ها در کتاب در گذر روزها، رویداد نگاری الجزایر به چاپ رسیده ‌است. در ۱۹۳۹ کامو نشریه ی ریواژ (ساحل‌ها) را با مشارکت ادی‌ زیو و روبلس بنا گذاشت. در سپتامبر همان سال جنگ جهانی دوم آغاز شد و روزنامه ی آلژه رپوبلیکن که با سانسور دست و پنجه نرم می‌کرد، در بیست و هشتم اکتبر تعطیل شد و به جایش لوسوار رپوبلیکن منتشر شد که گستره ی نشر آن شهر الجزیره بود. انتشار این روزنامه نیز به نوبه ی خود در دهم ژانویه ۱۹۴۰ به حالت تعلیق درآمد و پس از آن کامو کوشید که با ورود به ارتش به جنگ برود، ولی به دلیل وضعیت جسمانی و گرفتاری ‌اش به بیماری سل نتوانست عضو ارتش شود. او تمام مقاله‌ های خود را به صورت اول شخص می ‌نوشت که تا آن زمان در شیوه ی گزارشگری فرانسوی متداول نبود.

ازدواج

کامو در ۱۹۳۴ با «سیمون‌ هیه»، دختری جوان، ثروتمند، زیبا و البته معتاد به مرفین ازدواج کرد و دو سال بعد در اثر خیانت‌هایی از هر دو طرف و با تحمل «تجربه‌ای دردناک» از هم جدا شدند. این جدایی در مقاله ی «مرگ روح» به صورتی غیر مستقیم دیده می ‌شود. ازدواج دوم کامو در ۱۹۴۰ بود و او با فرانسین فور، که یک پیانیست و ریاضی ‌دان بود، ازدواج کرد. هرچند که کامو عاشق فرانسین فو بود اما در مقابل خواسته ی او برای ثبت قانونی ازدواجشان طفره می ‌رفت و آن را روندی غیر طبیعی برای پیوندی عاشقانه می‌ دانست. حتی به دنیا آمدن فرزندان دو قلوی او، کاترین و ژان، در ۵ سپتامبر ۱۹۴۵ نیز کامو را مجاب به ثبت قانونی ازدواج با فرانسین نکرد. بعد از ۱۹۴۴ او چندین نمایشنامه را با بازی ماریا کاسارس، هنرپیشه ی اسپانیایی، روی صحنه برد و برای مدتی نیز دلباخته ی او بود.

میان ‌سالی و ترک الجزایر

با نزدیک ‌تر شدن جنگ جهانی دوم، کامو به عنوان سرباز داوطلب شد، اما به دلیل بیماری سل او را نپذیرفتند. او در این زمان سردبیر روزنامه ی عصر جمهوری شده بود که در ژانویه ی سال ۱۹۴۰ دستگاه سانسور الجزایر آن را تعطیل کرد. در مارس همان سال فرماندار الجزیره، آلبر کامو را به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی معرفی کرد و به او پیشنهاد کرد که شهر را ترک کند.

http://true-story.blogfa.com

در این هنگام کامو به پاریس رفت. او کار خود را در روزنامه ی عصر پاریس شروع کرد. بعدها برای دوری از ارتش نازی به همراه دیگر کارمندان روزنامه، ابتدا به شهر کلرمون فران و سپس به شهر غربی بوردو نقل مکان کرد. در ۱۹۴۲ کامو، رمان بیگانه و مجموعه مقالات فلسفی خود تحت عنوان افسانه سیزیف را منتشر کرد. نمایشنامه ی کالیگولا را در سال ۱۹۴۳ به چاپ رسانید. او این نمایش ‌نامه را تا اواخر دهه ی پنجاه بارها بازنویسی و ویرایش کرد. در سال ۱۹۴۳ کامو کتابی را به نام نامه‌هایی به یک دوست آلمانی نیز به صورت مخفیانه به چاپ رسانید.

فعالیت علیه نازیسم و پایان جنگ

در ۱۹ دسامبر ۱۹۴۱ کامو اعدام «گابریل پری» را شاهد بود که این واقعه به قول خودش موجب متبلور شدن حس شورش علیه آلمان ها در او شد. او در سال ۱۹۴۲ عضو گروه مقاومت فرانسوی به نام نبرد شد و در اکتبر ۱۹۴۳ به کمک دیگر اعضای گروه شروع به فعالیت روزنامه‌ نگاری زیرزمینی پرداخت. وی در این گروه مقاومت با ژان پل سارتر آشنا شد. او یک بار هنگامی که سرمقاله ی روزنامه ی نبرد را به همراه داشت در یک بازرسی خیابانی دستگیر شد. در سال‌های پس از جنگ کامو به دار و دسته ی ژان پل سارتر و سیمون دوبوار در کافه فلور در بلوار سن ژرمن پاریس پیوست. کامو بعد از جنگ سفری به ایالات متحده داشت تا در آنجا در مورد اگزیستانسیالیسم سخنرانی کند. رمان طاعون نیز در سال ۱۹۴۷ به چاپ رسید که در زمان خود پرفروش ‌ترین کتاب فرانسه شد. در سال ۱۹۴۷ کامو از روزنامه ی نبرد بیرون آمد. نمایش‌نامه ی عادل‌ ها را در سال ۱۹۴۹ منتشر ساخت و اثر فلسفی خود به نام انسان طاغی را نیز درسال ۱۹۵۱ به چاپ رساند. در سال ۱۹۵۲ مشاجراتی بین کامو و سارتر بعد از نوشتن مقاله ‌ای علیه کامو در مجله ‌ای که سارتر سردبیر آن بود شروع شد. در ۱۹۵۲ از کار خود در یونسکو استعفا داد زیرا سازمان ملل عضویت اسپانیا تحت رهبری ژنرال فرانکو را قبول کرده بود. در ۱۹۵۳ کامو یکی از معدود شخصیتهای چپ بود که شکستن اعتصاب کارگران آلمان شرقی را مورد اعتراض قرار داد.

فعالیت‌ هایی برای الجزایر

در اوایل سال ۱۹۵۴ بمب‌ گذاری‌های گسترده‌ ای از جانب جبهه ی آزادی‌ بخش ملی در الجزایر رخ داد. کامو تا پایان عمر خود مخالف استقلال الجزایر و اخراج الجزایری های فرانسوی ‌تبار بود ولی در عین حال هیچ ‌گاه از گفتگو در مورد فقدان حقوق مسلمانان دست برنداشت. در ۱۹۵۵ کامو مشغول نوشتن در روزنامه اکسپرس شد. او در طول هشت ماه ۳۵ مقاله تحت عنوان الجزایر پاره پاره نوشت. در ژانویه ی ۱۹۵۶ کامو برگزاری یک گردهمایی عمومی در الجزایر را عهده ‌دار شد که این گردهمایی مورد مخالفت شدید دو طرف مناقشه، جبهه تندرو فرانسویان الجزایر و مسلمانان قصبه، قرار گرفت. کامو در آخرین مقاله ‌ای که در مورد الجزایر نوشت تلاش کرد از گونه ‌ای فدراسیون متشکل از فرهنگ‌های مختلف بر مبنای مدل سوئیس برای الجزایر دفاع کند که این نیز با مخالفت شدید طرفین دعوا روبرو شد. از آن به بعد کامو به خلق آثار ادبی پرداخت و داستان‌هایی کوتاه که مربوط به الجزایر بودند را منتشر ساخت. او در عین حال به تئاتر پرداخت. دو نمایش ‌نامه اقتباسی در سوگ راهبه اثر ویلیام فاکنر و جن ‌زدگان اثر فیودور داستایوسکی از کارهای کامو در تئاتر بود که با استقبال زیادی روبرو شدند. سقوط در سال ۱۹۵۶ به رشته ی تحریر درآمد. در سال ۱۹۵۷ جایزه ی نوبل ادبیات را برای نوشتن مقاله «اندیشه‌هایی درباره گیوتین» علیه مجازات اعدام، دریافت کرد. او از نظر جوانی دومین نویسنده‌ای بود که تا آن روز جایزه نوبل را گرفته‌اند.

مرگ

کامو در بعد از ظهر چهارم ژانویه ۱۹۶۰ و در سن ۴۶ سالگی بر اثر سانحه ی تصادف نزدیک سن، در شهر ویل ‌بلویل درگذشت. در جیب کت او یک بلیط قطار استفاده نشده پیدا شد، او ابتدا قرار بود با قطار و به همراه همسر و فرزندانش به سفر برود ولی در آخرین لحظات پیشنهاد دوست ناشرش را برای همراهی پذیرفت تا با خودروی او سفر کند. راننده ی اتوموبیل و میشل گالیمار، دوست نزدیک و ناشر آثار کامو، نیز در این حادثه کشته شدند. هنگامی که کامو در حادثه ی اتومبیل کشته شد٬ مشغول کار بر روی نسخه‌ی اول رمان تازه‌ای به نام آدم اول بود. به دوستی نوشته بود:«همه ‌ی تعهداتم را برای سال ۱۹۶۰ لغو کرده‌ام. این سال٬ سال رمانم خواهد بود. وقت زیادی می ‌برد؛ اما به پایانش خواهم برد» حادثه ی اتومبیل زمانی پیش آمد که عازم پاریس بود تا کاری تازه (کارگردانی تئاتری تجربی) را آغاز کند. آلبر کامو در گورستان لومارین در جنوب فرانسه دفن شد.

http://true-story.blogfa.com

پس از مرگ کامو، همسر و دو دختر دو قلوی او حق تکثیر آثارش در اختیار گرفتند و دو اثر از او را منتشر کردند. اولین آن‌ها کتاب مرگ شاد بود که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد. شخصیت نخست این کتاب پاتریس مورسو نام دارد که بسیار شبیه مورسو، شخصیت نخست کتاب بیگانه است. در محافل ادبی مباحث بسیاری در مورد ارتباط این دو کتاب در گرفته ‌است. دومین کتابی که پس از مرگ کامو منتشر شد یک اثر ناتمام به نام آدم اول بود که سال ۱۹۹۵ منتشر شد. آدم اول یک خود زندگی‌نامه درباره ی دوران کودکی نویسنده در الجزایر است.


http://true-story.blogfa.com آثار

رمان

http://true-story.blogfa.com بیگانه - ۱۹۴۲ - نام اصلی: L'Étranger

http://true-story.blogfa.com طاعون - ۱۹۴۷ - نام اصلی: La Peste

http://true-story.blogfa.com سقوط - ۱۹۵۶ - نام اصلی: La Chute

http://true-story.blogfa.com مرگ خوش - نوشته شده در سال‌های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۷ و منتشر شده در سال ۱۹۷۱ - نام اصلی: La Mort heureuse

http://true-story.blogfa.com آدم اول - کامو پیش از اتمام این اثر جان باخت و در سال ۱۹۹۵ این اثر نیمه‌ تمام منتشر شد - نام اصلی: Le premier homme


نمایش‌نامه‌ها

http://true-story.blogfa.com کالیگولا - نوشته شده در ۱۹۳۸ و اجرا شده در ۱۹۴۵ - نام اصلی: Caligula

http://true-story.blogfa.com مرثیه‌ای برای راهبه - ۱۹۵۶ - اقتباس از رمانی نوشته ی ویلیام فالکنر با همین نام - نام اصلی: Requiem pour une nonne

http://true-story.blogfa.com سوء تفاهم - ۱۹۴۴ - نام اصلی: Le Malentendu

http://true-story.blogfa.com حکومت نظامی - ۱۹۴۸ - نام اصلی: L' Etat de Siege

http://true-story.blogfa.com عادل‌ ها - ۱۹۴۹ - نام اصلی: Les Justes

http://true-story.blogfa.com تسخیر شدگان - ۱۹۵۹ - اقتباس از رمانی نوشته ی فئودور داستایوسکی با همین نام - نام اصلی: Les Possédés


آثار غیر داستانی

http://true-story.blogfa.com پشت و رو - ۱۹۳۷ - مجموعه ی مقاله - نام اصلی: L'envers et l'endroit

http://true-story.blogfa.com عیش - ۱۹۳۸ - مجموعه ی چهار جستار - نام اصلی: Noces

http://true-story.blogfa.com افسانه ی سیزیف - ۱۹۴۲ - نام اصلی: Le Mythe de Sisyphe

http://true-story.blogfa.com انسان طاغی - ۱۹۵۱ - نام اصلی: L'Homme révolté

http://true-story.blogfa.com یادداشت‌ها ۱۹۳۵-۱۹۴۲ - انتشار: ۱۹۶۲ - نام اصلی: Carnets, mai ۱۹۳۵ — fevrier ۱۹۴۲

http://true-story.blogfa.com یادداشت‌ها ۱۹۴۳-۱۹۵۱ - انتشار: ۱۹۶۵

http://true-story.blogfa.com یادداشت‌ها ۱۹۵۱-۱۹۵۹ - انتشار: ۱۹۸۹ - نام اصلی: Carnets Tome III: Mars ۱۹۵۱ – December ۱۹۵۹



91/04/16
موضوع: جمعه داستان نویسنده: مدیر

داستان کوتاه "داش آکل" نوشته‌ی صادق هدایت

http://true-story.blogfa.com


http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif نام داستان: "داش آکل"
http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif نویسنده: صادق هدایت
http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif فرمت: PDF
http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif حجم: 120 کیلوبایت

http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif برای دانلود نسخه pdf داستان روی تصویر زیر کلیک کنید.

http://s2.picofile.com/file/7117131933/download_icon.png
همچنین متن این داستان را می توانید در ادامه مطلب بخوانید.


91/04/13
موضوع: خودمونی نویسنده: مدیر

جشنواره اینترنتی داستان کوتاه کوتاه جنگ

به یاد شهدایی که هنوز می آیند
و
به یاد جانبازانی که با درد  و جراحت جنگ مبارزه می کنند
و
گاه بسیار غریبانه می روند
و
به احترام ادبیات پایداری

 

فراخوان پنجمین جشنواره اینترنتی داستان کوتاه کوتاه جنگ

شرایط ارسال آثار:

ـ داستانک ها نباید بیش از ۲۷ کلمه باشد.
ـ هر نفر تنها می تواند یک اثر منتشر نشده خود را ارسال نماید.
ـ اثر ارسالی نباید در جشنواره های دیگر حائز رتبه شده باشد.

نحوه ی داوری:

ابتدا داستان ها توسط مجری و طراح جشنواره گزینش و انتخاب می شوند و بعد به ترتیب ارسال در:
j-jang.blogfa.com
j-jang2.blogfa.com
به نمایش گذاشته می شود تا در معرض داوری برخی از منتقدین و نویسندگان مطرح کشور قرار گیرند. سپس دو تن از داستان شناسان کشور که سابقه داوری در جایزه های معتبر کشوری را داشته باشند ۳ نفر اول تا سوم  و ۷ تقدیری را معرفی می کنند.
 
نحوه ی ارسال آثار:

- داستانک باید در فایل word با قلم tahoma اندازه ۱۲ تهیه و به همراه یک قطعه عکس و اسکن صفحه اول شناسنامه به آدرس dastanjang@gmail.com ارسال گردد.

- منتخب داستانک های منتشر شده در وبلاگ های جشنواره، در قالب کتاب به چاپ می رسد و در برابر آن هیچ حق التالیفی پرداخت نمی گردد. این کتاب در روز مراسم رونمایی خواهد شد.

مهلت ارسال :


تا ۱۷ تیر ماه 1391


برای اطلاع بیشتر اینجا کلیک کنید.



91/04/09
موضوع: جمعه داستان نویسنده: مدیر

داستان کوتاه "دو ساعت مانده به حرکت قطار" نوشته‌ی ویدا شفاف

http://true-story.blogfa.com


http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif نام داستان: "دو ساعت مانده به حرکت قطار"
http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif نویسنده: ویدا شفاف
http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif فرمت: PDF
http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif حجم: 68 کیلوبایت

http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif برای دانلود نسخه pdf داستان روی تصویر زیر کلیک کنید.

http://s2.picofile.com/file/7117131933/download_icon.png
همچنین متن این داستان را می توانید در ادامه مطلب بخوانید.


91/04/07
موضوع: شعر نویسنده: مدیر

شعر "غَریوه" نوشته‌ی عزیز کلهر

دِ او شویی که سیم کِردی گریوه

فریوِم دَ چَشِ کالِت غَریوه

گوتِمِ وا مِه بَمو بی سایَبونِم

د ویرم رَتیه مِیره زِبونم

نه سا داری، نه بارونی، نه برفی

دِ ناری وا مِنِ بیچاره حرفی

یه عمری کور و کِز گَشتم سِراغت

بَسوزه خاکِ سر وا کیچه باغِت

و پا پاساره دیوارا بشینی

الهی روزگار خوش نیینی


http://true-story.blogfa.com



91/04/04
موضوع: داستان کوتاه نویسنده: مدیر

داستان کوتاه "چرخ و فلک" نوشته‌ی نرگس سپه وند

http://true-story.blogfa.com


http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif نام داستان: "چرخ و فلک"
http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif نویسنده: نرگس سپه وند
http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif فرمت: PDF
http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif حجم: 58 کیلوبایت

http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif برای دانلود نسخه pdf داستان روی تصویر زیر کلیک کنید.

http://s2.picofile.com/file/7117131933/download_icon.png
همچنین متن این داستان را می توانید در ادامه مطلب بخوانید.


91/04/04
موضوع: خودمونی نویسنده: مدیر

دانلود بيستمين و سومين شماره ماهنامه ادبيات داستاني چوك

كانون فرهنگی چوك، متعلق به هیچ سازمان و نهاد خاصی نیست و برخاسته از همت عده‌ای جوان دوست‌دار ادبیات است كه قصد دارند در جهت ارتقای فرهنگ و ادبیات ایرانی در حوزه داستان تلاش كنند. امید است كه این حركت انگیزه‌ای برای فعالان عرصه ادبی باشد.

ماهنامه ادبیات داستانی چوك (تیرماه 91)

http://true-story.blogfa.com

http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif برای دانلود نسخه pdf این مجله روی تصویر زیر کلیک کنید.

http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif توجه: داستان کوتاه "سلام سارا" نوشته ی امین شیرپور به همراه بیوگرافی کوتاهی در صفحه 26 این مجله منتشر شده.

http://s2.picofile.com/file/7117131933/download_icon.png




91/04/02
موضوع: جمعه داستان نویسنده: مدیر

داستان کوتاه "اورکت آمریکایی" نوشته‌ی آیت دولتشاه

http://true-story.blogfa.com


http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif نام داستان: "اورکت آمریکایی"
http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif نویسنده: آیت دولتشاه
http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif فرمت: PDF
http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif حجم: 70 کیلوبایت

http://s2.picofile.com/file/7117131719/arrow_left.gif برای دانلود نسخه pdf داستان روی تصویر زیر کلیک کنید.

http://s2.picofile.com/file/7117131933/download_icon.png
همچنین متن این داستان را می توانید در ادامه مطلب بخوانید.


 


شمارشگر
Google PageRank Checker

موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان

اهدای عضو اهدای زندگی

داستان